
نقد و نگاهی روانشناسانه به پدیده ی بی قرار و ناآرام سینمای ایران
به کجا چنین خودشیفته و آشوبناک؟
دکتر بهنام اوحدی*
www.iranbod.com
در روند شناخت شخصیت آدمیان ، اگر چهارچوب گام به گام ارزیابی شخصیت های آمیخته به هم در مصاحبه ی تشخیصی روانپزشکی و روانشناسی بالینی را درست بدانیم و دقیق به کار بندیم ، فرآیند و فرجام کار چندان دشوار نخواهد بود.
جناب آقای سعید بی نیاز – که خود کارشناس ارشد روانشناسی هستند – پنج مصاحبه ی انجام شده با جناب آقای حامد بهداد ، بازیگر نامدار سینما و تلویزیون را برای شناخت شخصیت و ارزیابی و نقد روانشناختی ایشان در اختیار من گذاشتند؛ بی گمان باید از ایشان به سبب فیلم مصاحبه ی انجام شده با جناب آقای بهداد سپاسگزاری کنم که توانست در ارزیابی دقیق و ژرف نگرانه ی محور یک – مزاج خلقی و اضطرابی – ایشان بسیار سودمند باشد؛ چرا که دیدن چهره و چشمان بی روتوش و گریم بازیگران سینما و زبان تن و اندام آنان می تواند دقت و درستی ارزیابی و نقد روانشناختی شخصیت آنان و ضریب اطمینان بیان آن را فراوان افزایش بخشد.
بنا بر مصاحبه های انجام شده و سخنان خود جناب آقای بهداد ، به دید و باور من می بایست ایشان را دارای ویژگی های بسیار پر رنگی از شخصیت های خودشیفته ( نارسی سیستیک ) ، مرزی – توفانی و آشوب ناک ( بوردرلاین ) ، و نمایشگر ( هیستریونیک ) برشمرد. این سه شخصیت در اکثریت قریب به اتفاق بازیگران سینمای ایران و جهان وجود دارند ، اما با توجه به سخنان بی پرده و فاش جناب آقای حامد بهداد ، چنین پیش چشم و ذهن می نشیند که این سه ویژگی شخصیتی و به ویژه دو شخصیت خودشیفته ( نارسی سیستیک ) و مرزی – توفانی و آشوبناک ( بوردرلاین ) بسیار بسیار پر رنگ تر از بازیگران خودشیفته و آشوبناکی همچون شادروان مارلون براندو ، در ساختار روانی – شخصیتی جناب آقای حامد بهداد در هم تنیده شده و پدید آمده است.
این که ایشان در برابر اتهام « دیوانگی » ، این واژه را برای بیان و توصیف عوالم درون ذهنی ، شخصی ، بین فردی و اجتماعی خود ، خیلی کوچک می داند و عالم زندگی خود را خيلى بزرگتر و عجيبتر از اين حرفا بر می شمارد ، معیار سنجش من نیست؛ که البته این سخن ، خود می تواند به سان سپری ستبر و سترگ در برابر هر نقد روانشناسانه برگزیده شده باشد. دیگر سال هاست که همگان شنیده و بسیاری پذیرفته اند که در درازای تاریخ آدمی ، فراز خلقی ، سرخوشی ، شوریدگی و روان پریشی ، سرچشمه های سرنوشت ساز آفرینندگی و نوآوری بوده اند.
خودشیفتگی شگفت انگیزی در مصاحبه ی شخص ایشان با جناب آقای احسان علیخانی در نشریه ی اتفاق نو پیش چشم و ذهن می نشیند؛ خودشیفتگی ای که از کمتر نام و نشان داری در این سرزمین تاکنون همانندش دیده یا شنیده شده است !! هر چند به باور من نیز در این ده سال اخیر بازیگر توانمند و مستعدی در قد و قواره ی حامد بهداد گام به عرصه ی سینمای ورشکسته ی ایران نگذاشته است.
همگان از تناقض ، تعارض ، بی قراری ، کلافگی ، گرفتاری و اضطراب برخوردارند ، اما آیا این تشویش ، تنش و فشار روانی روزمره ، درباره ی جناب آقای بهداد از « هسته ی فرومایگی ( عقده ی حقارت ) و خودکم بینی » جزء شخصیتی خودشیفته و « ابهام و آشفتگی و گیجی و گنگی هویت » جزء شخصیتی مرزی – توفانی و آشوبناک ایشان سرچشمه نمی گیرد؟؟
با توجه به سخنان و به ویژه فیلم مصاحبه با جناب آقای حامد بهداد ، که در اختیار من گذاشته شد ، ویژگی های پر رنگ و پیدایی از خلق چرخه ای ( سیکلوتایمیا ) – افسردگی دوقطبی دوره ای با سرخوشی و شیدایی متوسط – و اضطراب فراگیر ( GAD ) در ایشان طی مصاحبه ی انجام شده شان پیش چشم و ذهن هر درمانگر می نشیند. هر چند کردار های تکانشی و فراز و فرود و فشارهای گفتاری ایشان می تواند برآمده از بیش فعالی بزرگسالی احتمالی ایشان هم باشد.
بی گمان ، آن چه بیش از هر چیز می تواند بدان برآمد خجسته و فرخنده بینجامد که هنرمند توانمند و کم مانندی همچون حامد بهداد ، نخستین سفیر سینمایی شایسته و بایسته ایرانی در گیتی بشود ، همانا برون آمدن از هسته ی فرومایگی و بی هویتی درون ذهنی و پوسته ی بادکنکی خودشیفتگی و برانگیختگی است.
آن هنگام است که حامد بهداد فاش و آشکار می تواند ادعا کند که « من يه بازيگر مؤلفم. يه بازيگر آرتيستم. عنصر آفرينش و سرشت من تماشاييه ! من شاهكارم، ديدنىام ، ... من یک سوپر استار نابغه و خدای بازیگری ام ... بازيگرى فقط اين نيست، خيلى بيشتر از اينه! بازيگر آرتيست مثل يك نى توخالى مىمونه كه اجازه مىده تموم لحظهها از درونش عبور كنن. اجازه مىده لحظات آنى و جارى از درونش عبور كنن تا اونها رو به تصوير بكشه. بازيگرى يعنى جزئيات... »
در زندگی سرشار از گرفتاری و کلافگی و احساس ناامنی ، گاه درمان لازم می شود؛ دارو درمانی ، چاره ی همیشگی خوشایندی نمی تواند باشد؛ اگر اضطراب ها ریشه در گذشته های دور داشته باشند ، بی گمان روانکاوی رویکرد نخست و انتخابی رواندرمانی است ، اما اگر تنش ها و فشارها از « این جا و اکنون » برخاسته باشند ، باید شناخت درمانی و رفتار درمانی هایی همچون یوگا ، مدی تیشن ، ریلکسیش ، دگرگون ساختن شیوه و سبک زندگی و ... را پیش چشم و ذهن نشاند.
هوش ذهنی و توانمندی ( استعداد ) های فردی به تنهایی به یک عمر کامیابی نمی انجامد؛ بی گمان باید پشتکار ، اراده و انگیزه به هوش احساسی ( هیجانی ) – اجتماعی و مهارت های زندگی گروهی افزوده شود، تا آدمی رشد یافته و کامیاب شود. این گونه است که ریچارد گیر از کشور جهان دومی مجارستان گام به هالیوود می گذارد و کامیاب و سرفراز و پایدار باقی می ماند تا در پی یگانه ترین خودستایشگری ها ، خود را هیچ نداند و برنشمرد.
آن هنگام که جاه طلبی و آزمندی با « قناعت به واقعیت » پیوسته و همبسته شود ، آرزوها از قد و قواره ی واقعیت فراتر نرفته و آدمی آلیس وار اسیر سرزمین روانپریشانه ی عجایب و غرایب نمی شود. آن هنگام ، « پذیرش خویشتن » واقع بینانه و نه بادکنکی وار خواهد بود و اقناعت آمیخته به واقعیت ، برای آدمی احساس رضایت و کامیابی پدید خواهد آورد. در زندگی ، استقامت بسی مهم تر و سرنوشت ساز تر از سرعت است و برخوردار بودن از تکنیک و تاکتیک ، از « تکه تکه شدن جان و شرحه شرحه شدن روح » به خوبی پیشگیری می کند.
من دلباخته ی سینما ، آن روز را انتظار می کشم که حامد بهداد درگیر و گرفتار بلاتکلیفی و کلافگی برآمده از خودشیفتگی آغشته به آشوبناکی نباشد و مزاجی ملایم و آرام و با ثبات و تعادل داشته باشد؛ روزی که تماشایی تر و نام و نشان دار تر از مارلون براندو هم باشد.

*روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی
عضو کمیته بهداشت و سلامت جنسی انجمن علمی روانپزشکان ایران