« خوش بختی از آن کسی ست که در جست و جوی خوش بختی دیگران باشد »
( زرتشت )
بهنام ، نام خانوادگی مادرم است که از سوی پدربزرگ مادرم - سردار یعقوب خان شیرانی بختیاری ( فرماندار نظامی اسپهان در پی فتح از سوی لشکریان بختیاری در انقلاب مشروطه ) - برگزیده شد و از سوی آن عشق نخست دیرینه ی ناکام اما همواره ماندگار - پدربزرگ مادری ام ، شادروان یوسف خان بهنام - به عنوان نام کوچک و نخست بر من گذاشته شد؛
اوحدی ، نام خانوادگی خاندان پدری ام است. پدربزرگ پدرم ، همچون پدر ایرج پزشکزاد دلبندمان ، داروساز مجازی بود به نام کمال که نام خانوادگی اوحدی - که ریشه و سرچشمه و ساختاری بی گانه و تازی ( عربی ) ، به معنای بی تا ، تک ، یگانه و یک تا دارد - را برای خود و فرزندانش برگزید. پدربزرگ پدری ام - شادروان دکتر حسین اوحدی - که از نخستین پزشکان نوین دانشگاهی اسپهان بود و عموی پدرم - شادروان سلیمان اوحدی - که داروسازی مجاز را ادامه داد ، این نام خانوادگی را بی کم و کاست - همچون پدرم ، دکتر بیژن اوحدی و عمویم ، مهندس جمشید اوحدی - ادامه دادند تا من که از سر دلبستگی به هویت و ریشه ی پارسی میهن مان ، سرکشی پیش گرفتم و واژه ی پارسی « ایران بد » را به عنوان نام خانوادگی دوم خودم برگزیدم.
« ایران » ، نام میهن و سرزمین مادری دلبندمان است و « بد ( BOD ) » کوته شده و سرواژه ی « BEHNAM OHADI, Dr » بوده و معنایش « سردار ایرانی » است.
با پیش چشم و ذهن گذاشتن این فرموده ی زرتشت - پیامبر پارسی - که :
« ستیز من تنها با تاریکی ست؛ برای نبرد با تاریکی ، شمشیر نمی کشم ، چراغ می افروزم » ،
در آستانه ی 38 سالگی ، و در 17 فروردین 1389 ، به گونه ی رسمی ، موج سوم وبلاگ نویسی ام در وبلاگ های یک ایران بد روی خط داغ ، یک روانپزشک روی خط داغ ، یک سکسولوژیست روی خط داغ ، ایران بدان ، شهروند درجه هفت و وسواس نخست نسل سوخته را پایان بخشیده و با همان هدف کاستن از آسیب های روانی - اجتماعی و افزایش سلامت ، امنیت و آرامش اجتماع ایرانیان درون و برون میهن ، بر پایه ی راهبرد « آموزش و ارتقای علمی ، فرهنگی و اجتماعی » و « نقد و پرسش گری از خویشتن ( Self Criticism ) » ، به پشتوانه ی پروردگار بخشنده ی مهربانم ، چهارمین موج وبلاگ نویسی ام را آغاز می کنم. چرا که :
با توجه به نرخ شتابان رشد جدایی، طلاق و روابط فرازناشویی - که فرجام نبود همخوانی جنسی، شخصیتی، خلقی، اضطرابی و... بین همسران است - باید به گونه ای جدی نسبت به « فروپاشی ازدواج و خانواده در ایران در دو دهه 1390 و 1400» هشدار داد. چرا که در ایران، رت باتلرها و ملانی ها همدیگر را برمی گزینند و اسکارلت ها و اشلی ها، یکدیگر را !!
**** عضو کمیته ی سکسولوژی ( بهداشت و سلامت جنسی - زناشویی ) انجمن علمی روان پزشکان ایران
***** روان درمانی تحلیلی - شناختی و رفتار درمانی شناختی
با رویکردهای کمکی سودمند ( در راستای شتاب بخشیدن به رواندرمانی و همچنین کاستن از دوره و دوزاژ دارودرمانی ) :
فیلم و کتاب درمانی
هنر و موسیقی درمانی
درمان با حرکات موزون
درمان با حیوانات و گیاهان آپارتمانی
درمان با مدی تیشن ، یوگا ، تانترا و کاماسوترا
وبلاگ جزئی کوچک از اینترنت است. وبلاگ ، وبسایت نیست؛ روزنوشت و شب نوشت و دلنوشت های الکترونیک و دیجیتال یک نفر است. چیزی شبیه به همان دفترچه خاطرات نسل های دهه های گذشته . وبلاگ برای وبلاگ نویس دستمایه و بهانه ی ساده ی زندگی ست. حیاط خلوت و « تاریکخانه » ی کوچک مجازی ای که وبلاگ نویس حتا در این اندک جا هم ، امکان و آزادی ابراز آشکار باورهایش را ندارد و هویدا نیست که کدامین هنگام به چنگ خواهد آورد. این حیاط خلوت خصوصی از یورشگران پرخاشگر ، بی اخلاق و چالش و کشمکش جو ایمن نیست؛ هر هنگام که عقده های دل شان چون دملی چرکین سر باز کند ، بی هیچ شرم و حیا پا بدان می گذارند که دانه ی خشم و پرخاش و کینه و ستیز بپراکنند ! اما همین وبلاگ سرگرمی سالم فرهنگ سازی در این سرزمین رویاروی « یورش بی فرهنگی » و سرشار از حسد ، بخل ، بغض ، بیماری ، کینه است.