پیش نیاز هر روان درمانی، روان شناسی و روان پزشکی در ایران

 

 

 

بسیاری از دانش آموختگان رشته های روان شناسی، مشاوره و روان پزشکی، در پی پایان سال های دانشجویی یا دستیاری، با وجود فرا گرفتن دروس نظری این رشته ها، در بازار کار سرفراز و کامیاب نمی شوند و خیلی زود ناکام، سرخورده و افسرده و گاه نسبت به همکاران شان خشمگین و بخیل می شوند. روند روان ویرانی اینان، به ویژه در فرو غلطیدن به گرداب خشم و حسد و بخل - که آسان و شتابان به گنداب کینه توزی و ستیزه جویی و تهمت زنی و ترور شخصیت همکاران و استادان کامیاب و سرفراز می انجامد - در همان سال های دهه نخست پس از دانش آموختگی شان آغاز شده و شتاب می گیرد.

افزون بر نادرست بودن ساختار آموزشی رشته های روان شناسی و مشاوره - که باید از تکیه بر پرسشنامه های پاره ورقی به پشتوانه های بالینی و مشاوره ای عملی اصلاح و ارتقا یابد - متاثر بودن این رشته ها از حال و هوای فلسفی و جامعه شناختی جوامع غربی، یکی از بنیان هایی ست که دانش آموخته ناآشنا به متون دینی و مذهبی - و در فراز آن : کلام ا... مجید - و نیز ادبیات کهن ملی را در بازار کار، ناکام و ناچیره و سرخورده و افسرده می کند.

به ویژه آن هنگام که دانش آموخته، سن و سالی کمتر از سی سال و سی و پنج سال داشته و آموزه های توانگرانه از زندگی اجتماعی در زیر پوست شهر و روستا به چنگ نیاورده باشد.

بسنده کردن به بورد تخصصی اعصاب و روان و از بر داشتن کاپلان و سادوک و دیگر منابع و مقالات غربی - که به فرموده استاد بزرگوارم جناب آقای دکتر شکرا... طریقتی، " گواهی نامه روانپزشکی در نیویورک و آمریکا " است - و داشتن کارشناسی ارشد روان شناسی و مشاوره، ولو با دروسی اسلامی همچون " علم النفس و مانند آن " همراه شده باشد، برای کامیابی و سرفرازی در بازار کار مشاوره و درمان این مرز پر گزند هرگز راه گشا نخواهد بود !

بی گمان در چنته و چنگ داشتن یک بورد تخصصی جامعه شناسی و مردم شناسی ایرانیان درون و برون میهن و آشنایی نزدیک با متون و منابع دینی و مذهبی مردمان این اجتماع ( دست کم اکثریت مسلمان و شیعه کشور ) و سال ها خواندن و اندیشیدن بر ادبیات دیرینه و نوین پارسی - از کلیله و دمنه و شاهنامه تا خیام، سعدی، حافظ، مولوی، جامی، صائب و شاعران و نویسندگان معاصر برای آغاز کردن و سرفراز شدن در بازار کار روان پزشکی، روان شناسی و مشاوره، در پی سال های زودگذر دانش جویی روان شناسی و مشاوره و دستیاری روان پزشکی لازم و ضروری بوده و هست.

کاستی سترگ رشته های روان شناسی و مشاوره، نگذراندن دوره های عملی مشاوره و رواندرمانی در درمانگاه ها و مراکز مشاوره دانشگاهی همراه و زیر نظر استادان پیشکسوت و کارآزموده است؛ یعنی درست همان وزنه ای که دستیاران روان پزشکی، به خوبی از آن برخوردارند و ساعت ها، روزها و ماه ها کار بالینی زیر نظر مستقیم استادان شان را پشتوانه و پشتیبان دارند. نقطه قوتی که هر چند بسیار لازم و مهم است، اما هرگز کافی نیست.

 بهره گیری از آموزه های دینی و مذهبی، در کنار آموزه های کهن ملی و قومی و استانی و ایلی، راز چیرگی و سرفرازی روانپزشکان، روانشناسان، مشاوران و مددکاران در بازار کار حرفه ای شان بوده و خواهد بود.

 

 

در چنین پهنه هایی آسان و شتابان به قضاوت نمی توان نشست !

 

در 90 درصد موارد روابط فرازناشویی زنان و 50 درصد موارد روابط فرازناشویی مردان این مرز پر گهر ، مقصر اصلی همان شخص شخیص همسر ( شوهر یا زن ) شاکی ای ست که خود را قربانی برمی شمارد و می شناساند؛ هر چند مسبب نخست، فرهنگ نادرست جنسی - زناشویی است که باید با آموزش درست « هنر هماغوشی و مهارت های زناشویی » دگرگون شود.......

مشاوره و ویزیت مراجعان دچار مشکلات جنسی، زناشویی و خانوادگی در اسپهان

 

                                              به نام پروردگار بخشنده ی مهربان 

 

در راستای مشاوره و ویزیت « ۴۵ روز یک بار » بیماران و مراجعان دچار مشکلات جنسی - زناشویی و خانوادگی در زادگاهم اسپهان ( اصفهان ) ، 

 

آدینه ( جمعه ) همین هفته بیست و ششم ( ۲۶ ) آذر ماه ۱۳۸۹ خورشیدی ، 

 

از ساعت ۹ بامداد تا ۶ شامگاه،  در « بیمارستان سینا » ، به نشانی :

اسپهان ( اصفهان ) ، خیابان شمس آبادی ، پس از چهارراه قصر ، بیمارستان تخصصی و فوق تخصصی سینا ، شماره تماس : ۲۲۰۵۰۲۵ ( داخلی ۵۱۸ )

 

پذیرای مراجعان و بیماران ارجمند خواهم بود.

 

دیو درون آز ( روانشناسی آزمندی و طمع ورزی ) : روزنامه ملت ما، صفحه سلامت، روانپزشک بی مرز

 

 

 

آشنایی با روانشناسی آزمندی و طمع ورزی

 

دیو درون آز

 

دکتر بهنام اوحدی*

www.iranbod.com

 

 

 

نخستین نافرمانی در برابر پروردگار از سه چیز ریشه گرفت: آزمندی، غرور و حسد؛ آزمندی آدم، غرور شیطان و حسادت قابیل.

دیو آز از درون بر دل و جان آدمیان چیره شده، و روح و روان او را به حرص و طمع آلوده می سازد؛ آن گاه به ستم به دیگران و زیر پا گذاشتن مال و جان شان در راستای آزمندی های خود دست می یازند. از این دیدگاه چیرگی نظام سرمایه سالاری، را می توان نخست پدیده ای روحی - روانی و نه سیاسی – اقتصادی برشمرد.
در کتاب « چرا جنگ ؟ » که برآمد نامه نگاری های آلبرت اینشین و زیگموند فروید با اشاره به دو جنگ ویرانگر گیتی گستر نخست و دوم بوده است، فروید به خوی غریزی سرکش آدمی آشکارا اشاره داشته و ناامیدانه ناگریز بودن جنگ و ستیز میان آدمیان تا پایان را بیان کرده است. این گرایش به یورش و چپاول از همین چیرگی دیو آز بر درون و دل آدمیان، ریشه و سرچشمه می گیرد.

دست اندازی و زیرپا گذاشتن حقوق مردمان و استثمار آنان در درازای تاریخ، از همین بیماری سرشتی روحی – روانی آدمیان برخاسته و تا دیو آز در درون بیشتر آدمیان درمان نشود و ریشه های آن به سان چنگال اهریمن از ژرفای اندیشه ها برون نیامده و بریده نشود، نمی توان بدین کردار ننگین پایان داد.

واقعیت این است که برپایی تمدنی سالم فقط به پشتوانه دل‌های درست ممکن است و تا هنگامی که وجدان‌ آدمیان راست مدارانه و رشد یافته نشود و خواست ها پاک نشود، هرگز از سرکشی‌ های آدمی کاسته نخواهد شد .چرا که در سرشت آدمیان، از کودک تا کهنسال، انبوهی سهمگین از شهوات نفسانی جا گرفته است. از این رو آدمیان به آسانی و سادگی به درندگانی دگرگون می شوند که پیدا و پنهان به چپاول و کشتار یکدیگر می‌پردازند. پس شگفت انگیز نیست که می بینیم همه مذاهب آسمانی و مکاتب زمینی که رستگاری آدمیان را در آماج خود نشانده اند، گردآورده‌ای از آداب و آیین و اندرز و رهنمود را با خود همراه داشته باشد، بلکه چنگال و دندان این دیو درون آز را کوتاه کنند.

آزمندی و حرص و طمع ورزی، پدیده ای سرشتی و غریزی در درون آدمیان است که از اندرون دل و پنهان پندار، در لابه لای گفتار و کردار ایشان پیدا می شود؛ هر چند آدمیان آزمند گمان می کنند که دیگران نمی فهمند، اما آهنگ گفتار و گونه واژگان، نشان دهنده پندار و خمیر مایه اوست و هرگز در پشت پرده های نیرنگ  پنهان نخواهد ماند؛ چرا که از کوزه همان تراود، که در اوست !

 
پیآمد واپسین آزمندی، برای آدمی فرومایگی ماندگار خواهد بود، هر چند در کوتاه مدت با دستاوردهای سترگ همراه بوده باشد. این درست در رویارویی با آن شایستگی و بزرگواری ست که مذاهب آسمانی و مکاتب زمینی به گونه آماج پیش چشم و ذهن آدمیان نشانده اند.

دیو درون آز، آدمی را به بند شهوت نام و مال و مقام و ماندگاری کشانده و هراس از مرگ – این واپسین سفر ناگریز – را بر تار و پود و دل و جان آدمی چیره می سازد. آنان که با حرص و طمع، روزهای زندگی شان را سپری می کنند، همواره در بند و گرفتارند و به آزادی و آزادگی دست نخواهند یافت. آزمندی و طمع ورزی، آسان و شتابان، آدمیان را به وادی بردگی می کشانند که در آن، خردها در بند و خواست های آزمدارانه بر تخت پادشاهی اند. آدمیان در بند و گرفتار آزمندی و طمع ورزی، دنیا دیده و پیشکسوت هم باشند، نابرخوردار از خردمندی و حمکت هستند، چرا که دیو آز، خرد و حکمت از دل دانایان و دانشمندان می زداید. این گونه است که در همه مذاهب آسمانی و مکاتب زمینی که رستگاری آدمیان را در آماج نشانده اند، آزمندی و طمع ورزی را ریشه و سرچشمه ویرانی و فروپاشی شایستگی و بزرگ منشی آدمیان شناسانده اند.

رهایی از چنگال این دیو درون، فقط با برخورداری از بسندگی و بزرگمهری ( قناعت و مناعت طبع ) می تواند فراهم شود؛ اما این بدان معنا نیست که آدمی از کوشش خودداری و پرهیز کند و به اندک بسازد و به نابرخورداری و فقر بسنده کند !! بلکه به این معناست که آدمی در پس پشتکار و کوشش،  به آن چه « روزی و قسمت » او بوده خشنود باشد و از چشم داشتن و حسادت به دستاورد دیگران خودداری کند.

بسندگی و بزرگمهری ( قناعت و مناعت طبع ) ارتباطی به اندک یا فراوان داشتن ندارد؛ ممکن است کسی توانگر، دارا و برخوردار باشد و در کنار سخت کوشی و پشتکار فراوان، به بسندگی و بزرگمهری بهره مند باشد و در همین حال تنگدستی به ظاهر درویش پیشه، تا ژرفای دل و جان گرفتار چنگال دیو آز باشد و بکوشد آسان خواهی و تن پروری و کم کنشی اش را با پوستین درویش مسلکی بپوشاند و توجیه کند.

بنیان بسندگی و بزرگمهری، سخت کوشی، پشتکار و کوشش شبانه روزی ست است چرا که کسی می تواند به دستاوردهای دیگران چشمداشت نداشته باشد که در زندگی به پشتوانه خود گام بردارد و نیازمند آویزان شدن به این و آن و سرسپردگی ظاهری یا واقعی نباشد.

چنین بسندگی، بزرگمهری و بزرگمنشی ای، پدید آورنده یک آرامش سازنده و رشد دهنده درونی پایدار و ماندگار است که آدمی را از خستگی و هرزگی بی هوده و اندوه ناگوار و ماندگار رهایی بخشیده و او را بی درنگ آماده جان فشانی و فداکاری آزاده وار خواهد ساخت.

در حالی که چیره شدن منش و خوي آزمندي، آرامش را برای همیشه از آدمی می ستاند تا همواره در درد و دشواری و رنج و عذاب روحي به سر برد. چرا که فزوني خواهي آدمیان آزمند بدان می انجامد که آنان از آن چه دارند، لذت نبرند و همواره در جست وجوي آن چه دور از دسترس ايشان و نزد دیگران است، کوشش بي هوده كنند. اين همان دوزخ دایمی آدمیان آزمند است که آنان را از كرامت و شرافت فرسنگ ها دور مي سازد.افسوس که آدمیان آزمند این گرفتاری در گرداب خواری و فرومایگی را نمی بینند و بیماری آزمندی شان را با بلندپروازی اشتباه می گیرند.

توانگر راستين به نیکی و تیزبینی دریافته كه این زندگی زودگذر و ناماندگار، ارزش اندوه داشتن و رنج کشیدن بی هوده را ندارد؛ آدمیان توانگر، همچون کودکان آسان به آب تنی کردن در حوضچه اکنون می پردازند، چرا که این آموزه خیام را در پیش چشم و ذهن خویش نشانده اند: 

« شادی بطلب که حاصل عمر دمی ست

 هر ذره ز خاک، کی قبادی و جمی ست

احوال جهان و اصل این عمر که هست

خوابی و خیالی و فریبی و دمی ست »

كمونيزم خواست تا با مصادره مالكيت شخصي به سود دولت و حکومت، بيماری فراگیر آز را درمان كند، اما اصلاحات و انقلاب ها، نخست باید از درون دل و جان آدمیان آغاز شود و سپس به برون و اجتماع پراکنده شود. از این رو، رواندرمانی ها و آموزه های راست مدارانه معنوی - که شایستگی و بزرگواری آدمی را در آماج نشانده اند - پیش نیاز هر گونه راهبرد نویسی و راهکارگزینی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و ... هستند. چرا که بهترین راهبردها و برنامه ها، اگر به آدمیان بیمار و گرفتار در چنگال دیو آز سپرده شوند، هیچ گونه سود و دگرگونی در پی نخواهد داشت.

بهترین قوانین، نیازمند برترین مجریان است؛ از این رو، در کنار راهبرد نویسی ها و راهکار گزینی های خردمندانه و دوراندیشانه « واقع بینانه ( نه آرمان و گمان پردازانه ) »، پرورش و رشد « انسانیت » و تربیت بنیادین تک تک مردمان اجتماع، پیش نیاز نخست برپایی هر نظام سالم و صالح الهی و انسانی است.

حسادت، بخل، کینه توزی و ستیزه جویی، همه و همه سرشاخه ها و برآمدهای دیو درون آز هستند؛ آزمندی سرشتی شیطانی و نا انسانی ست که ریشه و سرچشمه بیشترین ناسازگاری های اجتماعی ملی و بین المللی – از جمله دو جنگ ویرانگر گیتی گستر نخست و دوم – بوده است. دیو درون آز در هر یک از شخصیت های دوازده گانه روانپزشکی رخ می نمایاند، گر چه این رخ تاباندن در شخصیت های آمیخته با کلاستر ( دسته ) B، درخششی چشمگیرتر در برون دارد و در دیگران، چراغ خاموش، در اندرون، رشد داشته و پیش می تازد.

این دیو سترگ آز است که آسان سهراب و سیاوش را بی گناه به قربانگاه کشاند و فراوان چشمان پسران نوخاسته پادشاهان پیش تاخته به میل سرخ سپرد؛ آز، بیماری کهنه و دیرینه این مرز پر گزند بوده و هست. کدامین کاوه این دیو هیولا بر دوش را در دماوند به بند خواهد کشید؟   

« دلقت به چه کار آید و مسحا و مرقع

 خود را ز عمل های نکوهیده بری دار

 حاجت به کلاه برکی داشتنت نیست

 درویش صفت باش و کلاه تتری دار »

 

*روانپزشک و رواندرمانگر مشکلات جنسی، زناشویی و خانوادگی

 

پروردگارا سپاس که رشد و پرورش نوجوانی ام را در " بسیج "  آن دفاع مقدس نشاندی !

 

 

 

گر چه خودم را میانسالی هنوز کودک و نوجوان از « نسل سوخته » می دانم، اما بسیار شادمان و خوشنودم که دوران رشد و پرورش نوجوانی - پایان کودکی و آغاز جوانی - ام را در دوران جنگ تحمیلی امپریالیزم ننگین غرب و شرق گذراندم و نه در عرق و آبجو فروشی های بالا یا پایین شهر، کافه دانشجویی ها یا کافه روشنفکری های این سو و آن سوی دانشگاه تهران، و دیسکوتک ها و دانسینگ های این هتل و آن متل و این کاباره و آن کاخ جوانان.

همان سربند سرخ یا زهرا  و سبز یا حسین بسیج مدرسه راهنمایی خاقانی دهه شصت اصفهان را بر همه کراوات هایی که هم اکنون از آن ها به عنوان فرم پرسنلی مطب روانپزشکی ام سود می جویم، برتری می بخشم و گنجینه بچگانه پوکه فشنگ و مرمی و ترکش جبهه هایم را با هیچ چیز عوض نخواهم کرد !

پروردگار را هزاران بار سپاس که از نسل سوخته اما متعهد ۱۳۳۰ تا ۱۳۶۰ ( و از سوخته ترین و ته دیگ ترین شان : دهه چهلی و دهه پنجاهی ها !! ) هستم، شاید در آستانه کهنسالی، پیشگاه مرگ و چنگال گورستان هنوز اندک راستی ( صداقت ) و درستی ( شرافت ) برایم ماندگار بماند تا دیو آز و شهوت نام و مقام، به آسانی، بی درنگ، چشمانم را بر اخلاق و انسانیت فرو نبندد.......

خوش بختانه نسل سوخته، بسیار بیش از « چهره های ماندگار »، فردیت ها و هویت های مردمی خواهد داشت !!!       

 

 

الا تا نخواهی بلا بر حسود، که آن بخت برگشته خود در بلاست !

 

 

 

هیچ رقیب حسود روانپزشک یا روانشناس یا مشاور یا سخنران ناآکادمیک بازاریی نمی گوید این پسر بچه اصفانی، تو شهر غریب چی کشید که از هفته ای چهار تا مراجع تو کلینیک رهاجو در تقاطع جمهوری - جمالزاده شتابان خودشو بالا کشید ! بی خودی می رن تهمت می زنن پیش اعضای هیئت رئیسه انجمن روانپزشکان که : « می دونین بهنام اوحدی، چند میلیون بروشور تبلیغاتی تو تهرون پخش کرده ؟! » 
مومنت، چی بگم؟ آخه اصفانی کی پول چاپ و پخش چند میلیون بروشور می ده بابام جان؟!؟
 
به جای این که در استراحتگاه داغ بیمارستان روزبه، لم بدهم و چای بخورم و سیگار بکشم و پشت سر استادانی که تا همین چند لحظه پیش، تا کمر جلوی شان تعظیم کرده و مجیز ردیف کرده بودم، چرت و پرت ببافم و مسخره شان کنم، خسته و کوفته - با دانایی به تنهایی و بی پشتیبان بودنم در پهنه روانپزشکی، به امید آینده - از شوش تا گلابدره، از هفت حوض تا شهرک هوانیروز، بر مترو و موتورسیکلت و تاکسی با جیب سوراخ پرواز کردم تا به این جایگاه معمولی رسیده ام. مثل فشفشه از بیمارستان روزبه خودم را به ایستگاه مترو سعدی می رساندم تا در اندک زمان، به مرکز مشاوره شکیبا - تقاطع جردن و میرداماد - برسم...  
از سال 1383 تا همین حالا، به پشتوانه هایپرتایمیای همیشگی و ۳۸ ساله ام، در بسیاری از مواقع در 48 ساعت، کمتر از 8 ( و گاه حتا 4 ساعت ) خوابیده ام؛ درست آن هنگام که رقیبان حسود و بخیل در مهمانی، رستوران، سفر، استراحت، خوشی و سرگرمی، خانه و خواب ناز و عشق و حال بودند، من ساعت ها و ساعت ها بی وقفه کار و کار و کار کردم؛ مقاله نوشتم، مراجع ویزیت کردم و همه تعطیلات درس دادم و نیاسودم.......
 
دوستی نازنین برایم در فیس بوغ نوشته که مردمان به قطار شتابان سنگ می اندازند و نه به واگن ها و لکوموتیوهایی که در ایستگاه خاموش ایستاده اند. شکست خورده و ناکام باشی، تحقیرت می کنند و بی عرضه و ناتوان برمی شمارندت، پیروز و کامیاب باشی، حسودی ات می کنند و قالتاق و بدجنس می شناسانندت. سرزمین شگفت انگیزی ست این مرز پر گزند !!!
 
 
 
 

مکاره بازار کاباره های مجازی ( سوداگری جنسی به سبک ایرانی ) / ویژه نامه روزنامه جام جم

 

 

آشنایی با سوداگری جنسی به سبک ایرانی

 

مکاره بازار کاباره های مجازی

 

دکتر بهنام اوحدی*

www.iranbod.com

 

 

شیاد بازار مکاره جنسی – زناشویی در فضای مجازی فارسی و دنیای واقعی ایران زمین از سه چهار سال پیش زاده شد؛ با ایزار ساده ای به نام مطبوعات زرد و صد البته کانال های ماهواره ای فرومایه و بی مایه موسیقی و دست افشانی و پایکوبی کاباره ای. کانال هایی که همانا کاباره های مجازی شبانه روزی اند و همان کارکرد نابه کار بیشتر کاباره های قدیم تهران، اهواز، آبادان، شیراز، اصفهان و ... را شب و روز در پیش گرفته و بر این رویکرد اخلاق گریزانه و شرم ستیزانه شان پیگیر و استوار، پافشاری و اصرار دارند. البته جای شگفتی هم ندارد؛ کاباره نه فقط در ایران، که در همه جای خاورمیانه و دنیا، پیدا و پنهان، دوشادوش بازار مکاره موسیقی اش، بازار مکاره جنسی – آمیزشی نیز بوده است. کدامین اندیشمندی را می توانید پیدا کنید که کاباره را آفت و آسیب موسیقی ارزشمند، فاخر، گران مایه و معناگرا در هر گوشه از گیتی نداند؟ کاباره عشرت کده ای فرومایه است که تنها به سودآوری از راه سرگرم سازی می اندیشد و در بازار مکاره اش به یگانه چیزی که نمی اندیشد، پالایش و والایش پندارها و کردارهای مخاطبانش است، پس چه سان هم اکنون کاباره های مجازی فارسی زبان، در همراهی و همکاری با مشتی شیاد سودجو، کلینیک های توانمند و کارآزموده پیشگیری و درمان اختلالات جنسی – زناشویی راه انداخته اند؟!؟

این کانال ها، فرسنگ ها فراتر از هفته نامه ها و ماه نامه های زرد، در یک سال و نیم اخیر، با روندی شتابان تر، شبانه روز به تبلیغات تصویری و یا زیرنویس شده جنسی – زناشویی پرداخته اند و به سبب گوشه گیری از کنش ها و واکنش های سیاسی، از پارازیت به دور مانده اند. هنگامی که این شتاب افزون را همگام و همراه با راه اندازی کانال های هرزه نگارانه ( پورنوگرافیک ) با سیما و آوای پارسی و امکان همبسترگزینی و گپ زنی مستهجن زنده ایرانیان به زبان مادری شان، پیش چشم و ذهن بنشانیم، بدگمان و سرنخ جو، می توانیم بیندیشیم که این مرز پر گزند، مدتی ست دچار یورش سهمگین و سنگین جنسی از گونه هرزه گرایانه و شرم ستیزانه شده است.

مسائل و موضوعات جنسی  - سکسوالیته – به آسانی ذهن آدمیان و حتا حیوانات را درگیر و دچار « وسواس و وابستگی ( اعتیاد ) به سکس » می کند که همچون وسواس و وابستگی دیگری، آدمی را از پیشرفت، سازندگی و آبادانی باز داشته و به گونه ای بیمارگونه به خود سرگرم و گرفتار می سازند.

از این رو، یورش با سکس، الکل، مواد مخدر و محرک، در بسیاری از راهبردهای سیاسی بین المللی – در چارچوب اصول و فنون جنگ نرم - سال ها پیش تر از ستیزه جویی و چنگ و دندان نشان دادن های نظامی در دستور کار سلطه جویان قرار داشته است تا رویارویی و ستیز را آسان تر ساخته و ضریب اطمینان به پیروزی و کامیابی نظامی را افزایش دهد.

اما به راستی، آیا ممکن است این بدگمانی درباره آغاز « جنگ جنسی – روانی »، ریشه و سرچشمه گرفته از بددلی ملی کهنه و نخ نما شده ما ایرانیان در برابر پدیده های تازه از گرد راه رسیده باشد و این ابزار آلات، انگشترها، داروها، قطره ها، ژل ها، لوسیون ها و مکمل ها، اکسیر جادویی و کیمیای معجزه آسا باشند؟؟

به واقع، این گونه نیست !

دارو و درمان و ابزار و مکملی که اثر داشته و درمانگر و سودمند و شفابخش باشد، نیازی به این همه تبلیغ ندارد. مردمان خود شتابان، به آشنایان و بیگانگان می شناسانندشان و بازارشان همچون گنه گنه، آسپیرین و پنی سیلین رونق پیدا می کند. شاید شرکت های این گونه فرآورده ها در جایگاه پاسخ گویی بگویند که شناخته و فراگیر شدن بهره گیری از فرآورده های ما، از آن جا که با شرم و حیای ایرانی، همبسته و پیوسته است، شتاب بسیار پایین تری تا آسپیرین و پنی سیلین دارد. اما واقعیت این است که این سخن، توجیه و دلیل تراشی ای مکارانه بیش نیست؛ چرا که اجتماع ایرانی سده هاست که از فرآورده ها و مکمل های جنسی - به گونه افزودنی ها، ادویه جات، و غذاهای ملی و بومی – برخوردار بوده است و آن ها را به آسانی در بازارچه های سنتی خرد و کلان در پیش روی همگان می نشانده و می شناسانده است. هر دکان عطاری، بقالی، قنادی، طباخی و مانند آن در ایران قدیم چنین رویکردی را آشکارا داشته و دارد؛ بازارچه ای که سود اندک یا هنگفت آن، سرراست روانه جیب کشاورز، دامپرور، کارگر، عطار، بقال، قناد، طباخ و ... ایرانی – و نه کمپانی های سودجوی سرزمین های سلطه جو – می شده و سازندگی، سامان دهی و آبادانی میهن و هم میهن را شتاب می بخشیده است.

در پهنه مشاوره و درمان جنسی – زناشویی، رویکرد نخست مشاوره و درمان، همانا « روان درمانی و رفتار درمانی شناختی » است؛ هر چند گهگاه و به ندرت، « روان درمانی سایکودینامیک ( روان کاوانه ) » و از آن کمتر و نادرتر، « هیپنوتیزم » ممکن است در برخی موارد با تیزهوشی و دوراندیشی برگزیده شده سودمند افتند. سود جستن از دارو و مکمل های جنسی – زناشویی، گام دوم و تکمیلی – و نه نخست و بنیادین – درمان است. آن هم نه داروهایی همچون « وایاگرا ( سیلدنافیل ) » و « سیالیس تاداگرا ( تادالافیل ) » که همچون استامینوفن و ایبوپروفن مسکن معلول شاخ برکشیده برشمرده می شوند، بلکه داروهایی که به درمان علت ریشه ای مشکل و اختلال می پردازند.

بهره گرفتن از ابزارها و رویکردهایی همچون واکیوم، تزریق درون غاری و پروتز آلت، هر چند به معلول می پردازند، اما در مواردی که ریشه و سرچشمه مشکل و اختلال جنسی – زناشویی در بیماری های پیکری عروق یا اعصاب تن و آلت است، خردمندانه و سودمند است. این گونه ابزار فرسنگ ها با اسباب بازی های فانتزی – همچون « مهره مار » تاریخ گذشته و « لارجر باکس » و « انگشتر جادویی » تازه گام به بازار مکاره گذاشته - که بی شرمانه در همه ی ساعات شبانه روز، در کانال ها و کاباره های ماهواره ای، با غوغا و هیاهو و های و هوی فراوان، شناسانده می شوند، دیگرگون هستند !

شیاد بازار مکاره - که تشنه مال و دشنه شرم است - شبانه روز، پیش چشم و گوش و ذهن کودکان و نوجوانان – نونهالان سازنده ایران فردا – کوشا و در غوغاست. بهداشت و سلامت جنسی – زناشویی و خانوادگی ایرانیان، آماج دلسوزانه و مسئولانه کارخانه جات سازنده و شرکت های آورنده ی فرآورده های این شیاد بازار مکاره مجازی ماهواره ای و اینترنتی نبوده و نخواهد بود. بسیاری از ویژگی های جنسی – زناشویی آدمیان و دیگر پستانداران، همچون درازای آلت، سرشتی ژنتیک، مادرزادی و مادام العمر دارند و جز در سنین نوزادی و شیرخوارگی – آن هم تا اندازه ای محدود – به هیچ ژل و کرم و لوسیون و ابزار بزرگ کننده ای پاسخ نداده و نخواهند داد. درازای آلت طبیعی از ده تا بیست سانتی متر و گرداگرد آن از پنج تا ده سانتی متر متفاوت است و برافراشتگی آن با هیچ برنامه و ابزاری، افزایش پیدا نمی کند. شیاد بازار مکاره مجازی به سبک ایرانی، همچون طبل غازی، بلند آواز و میان تهی ست !!

دارندگان و گردانندگان کارخانه های سازنده و شرکت های آورنده این فرآورده های تجاری فانتزی، اغلب یا از تحصیلات دانشگاهی کاملا بی بهره بوده یا فوق دیپلم و لیسانسی کاملا نامربوط با رشته پزشکی، یورولوژی، زنان و زایمان، و روانپزشکی – رشته های مسئول و متعهد « طب جنسی » دارند. این بازرگانان، سوداگرانی هستند که یگانه دغدغه شان، نه ارتقای بهداشت و درمان جنسی – زناشویی، که سود چندین صد میلیاردی خوابیده در اجتماعات دچار « جهالت جنسی و نادانی زناشویی » است. سوداگری جنسی که « تجارت سپید » دختران نوجوان فقط یکی از زیربازهای مکاره آن در درازای تاریخ بوده و هست، این روزها در اجتماع ایران هیاهوی بسیار برپا کرده است؛ غوغا و هیاهویی که هیچ گونه سود پیکری و روانی را در پی خویش ندارد، پس پرهیز و پا پس کشیدن از این هیچستان، شیوه خردمندانی ست که نمی پسندند که تن و روان خویش را به شیادان و سوداگران بسپارند و سلامتی شان را به خطر بیندازند. اما در این میان کسانی هم هستند که باید تجربه را به رنج پیش چشم و ذهن نشانند و سرمایه از کف بدهند و آرزوها و رویاهای بچه گانه شان، سرخورده و ناکام شود، تا آگاه شوند و از جهالت بدر آیند. مشاور زبده و درمانگر کارآزموده، آگاهی می گستراند و خرافه می زداید اما دست و پای مراجع را برای به رنج تجربه آموختن باز می گذارد که برخی باید تجربه را با درد و دشواری از کف دادن سرمایه و گوهر زودگذر عمر به چنگ آورند.

خوشبختانه سال هاست در ایران رو به پیشرفت و سازندگی، شماری از دانش آموختگان متخصص رشته های مرتبط با « طب جنسی » - یورولوژی ( جراحی کلیه و مجاری ادراری – تناسلی )، ژنیکولوژی ( زنان و زایمان )، آندرولوژی ( مردان و آمیزبان )، و روانپزشکی ( اعصاب و روان ) – گام به پهنه مشکلات و اختلالات جنسی و زناشویی گذاشته اند و نیازی به چاره جویی در بازار مکاره کاباره های مجازی فارسی برون میهن نیست. خردمندان هرگز آسان و شتابان، تن و روان خویش را به ذهن و چنگ هر کس و ناکسی نسپرده و نخواهند سپرد...

 

 

*روانپزشک و رواندرمانگر مشکلات جنسی، زناشویی و خانوادگی