الشرح الاغراض و التفسیر الدایی جان نابلئون - القسمة النخست ( 1 )
به ماجرای آغاز عشق پر سوز و گداز سعید تازه شاش کف کرده و نابرخوردار از جسارت و قاطعیت مندی جنسی و زناشویی کاری نداریم !
به نخستین صحنه ی با شکوه سریال می رویمِ ؛ آن جا که یک ویژگی شخصیتی ما ایرانیان در آن آشکارا خود را نشان می دهد : تحقیر و فرومایه داشتن نا آگاهانه ی دیگران ؛ آن هم با منسوب نمودن آنان به موجودی که تا پیش از دوره ی رضاشاهی ، بیش ترین نقش را در آبادانی و سازندگی سرزمین اهورایی مان بر دوش کشیده است :
« ناپلئون خر است » !
البته در این که حضرت ناپلئون از فرط نارسی سیسم بسیار پر رنگ شان ، به وادی حماقت و نادوراندیشی پای نهادند ، سخنی نیست؛ اما چرا « خر » ؟!؟
اگر همین موجود زحمت کش و بی زبان گرفتار ما ایرانیان نبود که نگون بخت نگون بخت بودیم !
همه ی تمدن و فرهنگ مورد ادعای گزاف مان ب ر باد هوا بود !!
همه ی این میراث فرهنگی مان - که بدان فراوان می نازیم ( البته بدون این که در گردشی موشکافانه و ژرف نگرانه از میراث فرهنگی اروپا ، روسیه ، مصر ، هند و چین و .... به قیاس با آن ها پرداخته باشیم ) مدیون و بر دوش پر کوشش همین تبار خر شریف و قاطر نجیب ایرانی » است که ما یکدیگر را برای فرو داشتن و خرد کردن بدان آراسته می نماییم !!!
کشیدن گاری لکاته های علویه خانم گون و رجاله های حاجی آقا نما را تا پیش از زاده شدن ایران نو در سده ی اخیر ، بسیار بیش از اسب ، بر دوش همین « خر » و « قاطر » ی بوده است که ما هم میهن و ناهم میهن مان - از جمله حضرت ناپلئون - را برای فروداشتن بدان منتسب می نماییم.
این ویژگی فرهنگی و شخصیت تاریخی ما ایرانیان است :
« آن که نیرومند تر از ما بنماید ، ولو مردم آزار ، پرخاشگر ، زورگو و چپاول گر باشد ، را با ریا و چاپلوسی فراوان ستایش نموده و بر چشم می نشانیم اما آن که زمین خورده و فروداشته شده به دیدگانم آید را خوار و خفیف داشته و تحقیر و نکوهش می کنیم. این گونه ما در طول تاریخ همواره خودکامه پرور و خودکامه پرست بوده ایم تا همیشه جایگاه و شوکت آن که بر سرمان زده است پاس داشته شود و حقوق و کرامت آنان که چون خودمان - کم تر یا بیش تر - تو سری خورده اند ، پایمال شود. »
افسوس !
این نوشته ادامه دارد .............