شیفتگی و شوریدگی ام به ژانر تاریخی - جنگ ستیزانه و نیز جنگی ، کرانی نمی جوید. بچه ی دوران دفاع مقدسم؛ بسیار بیش از آن که دوست داشته باشم که پزشک و روانپزشک شوم ، خلبان جنگی و یا دست کم ، مهندس هوا - فضا شدن ، هوش و حواس از من ربود.

حس و حال و هوا و فضای همان « دفاع مقدس » بود که بر جراحی - که عشق بی پایانم بود - پایان نهاد و مرا به وادی دیگری از دفاع مقدس : « بهداشت ، سلامت و امنیت روانی - جنسی - زناشویی و خانوادگی » کشاند.

فیلم « مرد نبرد ( Man of War ) » را دیدم و از حس و حال میهن دوستانه ی آن به شادمانی فراوان دست یافتم. فیلم به دلاوری ها و جان فشانی های ارتش زیرزمینی نروژ در درازای اشغال این کشور از سوی ارتش و سپاه اس اس و گشتاپو ( پلیس امنیت ) آلمان نازی می پردازد.

از همین چشم انداز است که زندگی پس از جنگ مکس مانوس ( مرد نبرد ) هم پیش چشم و ذهن نشانده می شود ، تا تراژدی دیگری هم به تصویر کشانده شود.

از فیلم « مرد نبرد ( Man of War ) » ، به باور من می توان برای درمان اختلال بحران هویت - که هویت ملی بخش مهمی از آن است - به خوبی سود جست.

تماشای این فیلم را به دوستداران و دلبستگان سینمای تاریخی - جنگ ستیزانه ، سفراش می کنم.

 

مرد نبرد - ساخته ی 2008