بنیان های همسرگزینی در آدمیان - بخش چهارم ( سانسور شده از روزنامه شرق - صفحه علم )
آشنایی با بنیان های همسر و خانواده گزینی در آدمی – بخش چهارم
گریزهای زیستی - تکاملی
ديويدسيگيري
برگردان : دکتر بهنام اوحدی*
در مواردی زنان از روابط جنسی کوتاه مدت و یا یک رابطه ی فرازناشویی و یا روابط پیاپی و پشت سر هم و به ندرت آزمودن « چند مرد داری » سود می جویند.
این جایگزین های ناهمگون روابط تک همسری – که گزینه ی بیشتر زنان است – را باید به دور از تندروی های احساسی مورد بحث قرار داد. نکته ی مهم آن است که این روابط به زنان امکان و اجازه می دهد که منابع افزون تری برای خود و فرزندان شان به چنگ آورند و یا با جذاب ترین مردان از چشم انداز پیکری ، زناشویی داشته و ژن های بهتری برای فرزندان شان به ارمغان آورند.
راهبردهای همسر گزینی جایگزین
با توجه به هزینه های بارداری، زنان به طور متوسط نگرانی ها و دوراندیشی های جنسی بیشتری نسبت به مردان دارند، اما گاهی آن ها نیز همانند مردان، درگیر روابط جنسی گذرا و کوتاه مدت می شوند. به نظر می رسد که برخی زنان توان بالقوه ی همانند زایی ( تولید مثلی ) خود – یعنی همان خواسته های آمیزشی شان – را برای آغاز کردن روابط با مردانی که جز در این شیوه ، حاضر نیستند با آن ها به سر ببرند، به کار می گیرند.
برتری بخشی ( ترجیح ) مردان به گونه ای واژگون، به سوی روابط و همسر گزینی های کوتاه مدت است و گوناگونی ( تنوع ) جنسی یک نیاز بنیادین پدید می آورد که برخی زنان از آن برای آماج اقتصادی یا دیگر سودهای مادی بهره می گیرند. بسیاری از دیگر زنان ، آن هنگام پا به روابط جنسی کوتاه مدت می گذارند که ببینند که در سایه ی این گونه روابط گذرا ، یک توان بالقوه برای دیرپا ساختن این رابطه هم وجود دارد؛ بنابراین ، این چنین می نمایاند که زنان گهگاه از سکسوالیتی به گونه ی یک ابزار برای آغاز رابطه با یک شریک جنسی بالقوه ی زناشویی پایدار بهره می گیرند.
در پهنه ای که بیشتر مردان نمی توانند یا نمی خواهند سرمایه گذاری دراز مدتی روی زنان داشته باشند یا در زمینه هایی که سرمایه گذاری روی فرزندان از منابع زن و خویشاوندان او انجام می شود، گزینه های همانندزایی و آمیزشی زنان ممکن است به طور عمده بر پایه ی همسر گزینی های کوتاه مدت پایه گذاری شود.
گزینه های زنان در این پهنه ها به گونه ای سیستماتیک ارزیابی نشده اند، اما پیش بینی می شود که به دلایلی که پیش تر بیان شد ( همچون برتری ایمنی )، این گزینه ها به گونه ای نیرومند از ویژگی های پیکری و فرومونال مردان اثر پذیرفته باشد.
آمیزش فرازناشویی
آمیزش فرازناشویی ، حتا در گونه های تک همسری ( مونوگاموس ) شایع است. آمیزش فرازناشویی و زن پیشکشی – که در آن مرد نگاه داری والدانه از فرزندان مرد دیگری را انجام می دهد – در واقع بسیار بیشتر از آن که آدمیان عادی اجتماع بتوانند باور کنند، شایع است. بیرکهد و مولر در 1996 ارزیابی نمودند که برای گونه های پرندگانی که در آن ها آینده نگری و دوراندیشی جنس نر، به افزایش نرخ زنده ماندن فرزندان می انجامد، در حدود پانزده درصد فرزندان از آمیزش فرازناشویی مادرشان پدید آمده اند. در این گونه ها ، همسرگزینی زنانه در پرتو تناسب و تعادلی بین به دست آوردن ژن های بهتر و بالاتر برای فرزندان و بنابراین نرخ مرگ و میر کمتر، در برابر خطر رها شدن از سوی همسر به دنبال رسوایی احتمالی آمیزش فرا زناشویی رخ می دهد.
تاکنون یک ارزیابی قطعی درباره ی نرخ زن پیشکشی در آدمی انجام نشده است، با وجود آن که کاملا رخ می دهد. ایسوک – ویتاله و مک گویر در 1988 دریافتند که در حدود بیست درصد زنان آمریکایی درگیر شدن در دست کم یک گرایش فرازناشویی را گزارش نموده اند که برخی از این روابط به بارداری انجامیده است. بلیس و بارکر در 1990 دریافتند که آغاز فرآیند بی وفایی در زنان بیشتر در حول و حوش هنگام تخمک گذاری آن ها رخ می دهد.
در این نمونه ، آن ها دریافتند که هفت درصد آمیزش های هنگام تخمک گذاری با مردی جز همسرشان بوده است؛ جالب آن که زنان در این آمیزش ها، کمتر از هنگامی که با همسر اجتماعی شان آمیزش داشتند، خواهان مصرف قرص های ضد بارداری بودند. با وجودی که نتایج قطعی تا این هنگام به دست نیامده است، اما به نظر می رسد که برخی مردان از سوی همسران شان درباره ی بزرگ کردن فرزندان مرد دیگری فریب داده می شوند. از مطالعات فلین در 1988 ، بلیس و بارکر در 1990 ، گائولین، مک بورنی و بریکمن – وارتل در 1997 و مک بورنی ، سیمون ، گائولین و گلیبتر در 2002، این گونه زن پیشکشی نا آگاهانه در حدود ده درصد موارد گمان زده می شود.
به هر حال ، این مباحث پیچیده اند و نرخ چنین رخدادی به گونه ای چشمگیر بسته به جایگاه اجتماعی – اقتصادی و ایستار فرهنگی ، تفاوت دارد. برای نمونه ، ساس ، مولر ، چاکرابورتی و اوت در 1994 نرخ بی پدر – مادری ( بی والدی ) را در اتریش یک درصد بیان نمودند، اما دیگران این نرخ را در جایگاه اجتماعی – اقتصادی پایین، بیشتر از بیست درصد گزارش کرده اند. ممکن است برخی از این مردان، از بی والدی فرزندانی که دارند بزرگ شان می کنند ، آگاهی داشته و از دیدگاه فنی زن پیشکش نبوده باشند.
پویایی های آمیزش های فرازناشویی زنان به نظر می رسد که از دگرگونی ها و فراز و فرودهای هورمونی اثر می پذیرد. به ویژه، زنان به طور کلی تغییرات سیستماتیکی را در خیال پردازی و گیرایی ( جذابیت ) جنسی به مردان برون زناشویی شان نشان می دهند که از طریق ویژگی های وابسته به جنس و در حول و حوش هنگام تخمک گذاری شان رخ می دهد.
زنان فقط دوست ندارند که در این هنگام به خیال پردازی دست بزنند و در واقع گهگاه درست در این هنگام درگیر یک رابطه ی فرا زناشویی می شوند؛ چرا که آن ها در این هنگام به فرومون های مردانه ، حساسیت و کشش بیشتری دارند. گانگستاد و تورن هیل دریافتند که رایحه ی مردانی که چهره ی متقارن دارند، از سوی زنان گیراتر و آمیزشی تر از مردانی که چهره شان تقارن کمتری دارد، ارزیابی شده است. البته این امر فقط در هنگام دوره ی تخمک گذاری زنان صادق بوده است.
*روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی