هفت عادت مردمان ناکام

 

 

دکتر بهنام اوحدی*

www.iranbod.com

 

 

 


عادت نخست: منفی می اندیشند !


آدمیان همواره ناکام، در هر شرایطی فقط مشکلات را می‌بینند و آموخته اند که همواره از واقعیت های ناخوشایند زندگی شان گله و شکایت ‌کنند. آن ها نمی دانند و نمی خواهند بپذیرند که همیشه شکوه مند ترین کاخ ها، بر فراز ویرانه ها برپا شده اند. این گونه آدم ها، همواره ناخوش و سوگوارند که چرا دنیا واژگون خواسته ها و آرزوهای آن هاست. آن ها از کودکی آموخته اند که بیشتر سختی ها و دشواری ها را ببینند و کمتر به راه‌حل آن ها بیندیشند. هر دشواری، ولو کوچک و ساده را آن‌چنان بزرگ و فاجعه آمیز برمی‌شمارند که هر مشکل و مسئله معمولی برای شان تبدیل به یک تراژدی سترگ تاریخی می‌شود ! آن ها در پی هر کاری، به فرجام شکست و پایان ناخوشایند می‌اندیشند؛ این گونه آدمیان، بنا بر رشد و پرورش نادرست و شاید ژن های بیمارگونه، هیچ‌ گاه به پیش نمی تاز‌ند و در زندگی‌شان دگرگونی پدید نمی‌ آورند؛ چرا که همواره در هراسند که به دشواری بیفتند و آسودگی کنونی آمیخته با سوگواری و ناکامی شان را از دست بدهند. آنان نیاموخته اند که زندگی ، نه سراسر ، اما سرشار از ناکامی هاست؛ پختگی و رشد و بالیدگی آدمیان ، در چگونگی چالش ، کشمکش و برهمکنش با رخدادهای روزگارمان و پذیرش و سازش با این ناکامی ها آشکار می شود.


 
 
عادت دوم: پیش از آن که بیندیشند، انجام می‌ دهند !

آدمیان ناکام، بر پایه تکانه ‌های غریزی، آنی و بی درنگ - تکانه‌ای - عمل می‌کنند؛ برای نمونه، اگر از چیزی خوش‌شان بیاید و چشم‌شان را در نگاه نخست خیره کند، بی درنگ برای ‌خرید آن، دست و پا می زنند ! پس از گذشت اندکی، به آسانی همان چیز گیرا و زیبا، از چشم شان می افتد و در پی آماجی دیگر، دچار آه و افسوس و غم و اندوه می شوند. آدمیان ناکام، توان لذت بردن از داشته های شان را ندارند و همواره سوگوار و اندوه گین ناداشته هاشان هستند. آنان هر چه به دست‌ می آورند، را شتابان از یاد می‌برند و مدت ها سوگ وارانه بدان چه به چنگ نیاورده اند، می اندیشند. بسیار اندک درباره‌ آینده می اندیشند و در پی لذت بردن از اکنون و برنامه ریزی برای آینده نیستند، اما با این وجود، گمان می‌ کنند که فردا روزگار بهتری  خواهند داشت ! آنان نه مانند « آقا مجید ظروفچی جوبچی » فیلم سوته دلان از آب تنی کردن در حوضچه اکنون لذت می برند و نه مانند « علی بی غم » فیلم گنج قارون ، گنج قناعت و طبع مناعت را پشتوانه دارند. دیو آز درون شان ، هر از چندی، به " خلاف " می کشاند، اما آنان این گونه کردارها را " تقدیر تاریخی" و " جبر ناگریز" خود پنداشته و توجیه شان می کنند.
 

عادت سوم: بیشتر از آن که گوش بدهند، سخن می‌ گویند !


آدمیان ناکام همواره درباره قهرمانان زندگی‌شان و گروه‌ها و دار و دسته‌هایی که می پسندند، سخن می گویند و در این راه از دروغ گفتن، ابایی ندارند.  هنگامی که در این باره، پند و اندرز داده می شوند، یا چیزی نمی‌شنوند، یا شتابان از ذهن می برند. غرورشان اجازه نمی دهد که اشتباه‌شان را بپذیرند. آنان به گمان خویش، خیلی دانا و توانایند؛ از این رو به آسانی، پند و اندرز‌های دیگران را رد می‌کنند، چون می پندارند که اگر به حرف دیگران گوش بدهند، جایگاه ‌شان فرو می‌ افتد !
 
 
عادت چهارم: سخت کوشی و پشتکار ندارند و به آسانی تسلیم می‌شوند !

آدم‌های چیره و کامیاب، آدم های ناکام و شکست‌خورده‌ را آیینه عبرت می سازند و کوشش می کنند که گام به آوردگاه هایی بگذارند که شایستگی و توانمندی آن ها را داشته باشند. آدم‌های ناکام در آغاز هر کار، کوشش فراوان دارند اما شتابان همه شور و شوق‌شان را از دست می‌‌دهند. به ویژه هنگامی که با اشتباهی از خودشان رو به‌ رو می‌شوند، خیلی زود کارشان را ترک می‌کنند و به جای اندیشیدن درباره آن اشتباه و مشورت خواهی از زبدگان، به دنبال کار دیگری می شتابند. اما باز همان داستان و همان پایان آزموده می‌شود. آدم‌های ناکام تنها در دنبال کردن رویاها و آرزوهای بی فرجام و ناواقع بینانه، پافشاری و پشتکار دارند.
 
 
عادت پنجم: حسودند و می‌كوشند دیگران را پایین کشند !

آدمیان ناکام حسودند؛ بی دلیل خودشان را در کامیابی‌های دیگران سهیم می‌بینند و دیگران را در شکست‌های‌ خودشان شریک می دانند. به جای اینکه کوشش شان را افزون سازند، زیرآب زنی کامیابان و شایعه سازی درباره  آنان را در دستور کار خود قرار می دهند، شاید بدین شیوه بتوانند جایگاه آن ها را از آن خود سازند ! حسادت ناکامان، به آسانی به ورطه بخل و کینه فرو می افتد.
 
 
عادت ششم: وقت‌شان را هدر می‌دهند !

آدمیان ناکام  نمی‌دانند فردا باید چه کاری انجام بدهند؛ آنان هیچ کار سودمند و موثری نمی‌کنند و برای فردا و فرداها، هیچ اندیشه ای در سر نمی پروانند و چنین رویکردی را آرامش‌ بخشی ( ریلکسیشن ) بر می شمارند ! آنان نمی پذیرند که مدیریت زمان‌ بین کار، سرگرمی‌ و تن آسایی ندارند.
 
 
عادت هفتم: ساده و بی‌دردسرترین راه را برمی گزینند‌ !

آدم‌های ناکام، ساده و بی دردسرترین راه را بر می گزینند، حتا اگر سود آن کمتر باشد و نمی پذیرند که نابرده رنج، گنج به چنگ نمی آید. انتخاب می‌کنند که راحت‌تر است؛ آن ها نمی‌خواهند به هیچ عنوان به خودشان رنج و زحمت بدهند، اما در همین حال، یک زندگی سودبخش و سرشار می‌خواهند ! آنان نمی خواهند بپذیرند که « هر کسی آن دِرَوَد عاقبت کار که کِشت » و بسیار به ندرت ممکن است که چیزی بی سختی و دشواری به دست ‌آید. آن ها با اندیشه ی جادویی کودکان دو تا هفت ساله به دنبال گنج و جایزه بلیط قرعه کشی و بخت آزمایی اند ! آن ها هرگز آماده فداکاری، پرداخت هزینه و پذیرش خطا در راستای آماج شان نبوده و نیستند.

 

*روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسی، زناشویی و خانوادگی